لابد تصویر نویسنده‌ای که غرق در تفکر پشت میزش نشسته و فنجان قهوه‌ای کنار دست دارد، برای شما هم آشنا ست. انگار قهوه‌نوشی از ابتدا با اندیشیدن همراه بوده است. می‌گویند کافئین سوخت اصلی ماشین تفکر اروپایی پس از دوره‌ی روشنگری بوده است. تاریخ روشنفکری معاصر ما نیز با قهوه‌نوشی و کافه‌نشینی پیوند دارد. حتی خود ما هم گاهی هنگام نوشیدن قهوه، ناخودآگاه حالتی فکورانه می‌گیریم. شاید ساده‌ترین دلیل همراهی قهوه و تفکر، همین باشد که خواب از سر می پراند و با مصرف آن، می توان ساعاتی طولانی اندیشید و تامل کرد.
قدیمی‌ترین قهوه‌خورها نیز شب‌بیدارانی متفکر بودند. بیش از پانصد سال پیش گروهی از صوفیان یمن، برای شب‌زنده‌داری و ذکر و مراقبه قهوه می‌نوشیدند. این بخشی از آیین آنان بود. در آغاز مراسم، شیخ صوفیان، قهوه را که در ظرف گِلی سرخ‌رنگی آماده شده بود، در کاسه‌های کوچکی می‌ریخت و بین مریدان پخش می‌کرد. انگار همین عارفان فکور بوده اند که از روزگاران قدیم، نوشیدن قهوه را با مراقبه و اندیشیدن به حقیقت هستی همراه کرده اند. چنانکه در شعری عربی که در همان سال‌ها سروده شده آمده است: «ای قهوه! تو غم‌ها را می‌زدایی، تو مطلوب جویندگان علمی، تو نوشیدنی دوستان خدایی و در تو شفایی ست برای آنان که طالب حکمت اند.»


دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *